من که نه
من که نه
اما دلم عجیب بهانه ی بودنت را میگیرد
درست مثل کودکی که در هیاهوی خیابانی شلوغ و پر ازدحام مادرش را گم کرده است
وبا ترس زیاد
بلند بلند گریه میکند و پا به زمین میکوبد
گاهی اشک هایش را با پشت دستش پاک میکند
و گاهی میگذارد تا از روی گونه هایش سُر بخورند
و در میان آدم ها عاجزانه از کسی برای پیدا شدن دست های نوازشگر و مهربان مادرش کمک میخواهد
من که نه....
اما دلم بودنت را
خواستنت را
داشتنت را
عجیب فریاد میکشد
و چه سخت است این همه بی"تو"بودن!
اما دلم عجیب بهانه ی بودنت را میگیرد
درست مثل کودکی که در هیاهوی خیابانی شلوغ و پر ازدحام مادرش را گم کرده است
وبا ترس زیاد
بلند بلند گریه میکند و پا به زمین میکوبد
گاهی اشک هایش را با پشت دستش پاک میکند
و گاهی میگذارد تا از روی گونه هایش سُر بخورند
و در میان آدم ها عاجزانه از کسی برای پیدا شدن دست های نوازشگر و مهربان مادرش کمک میخواهد
من که نه....
اما دلم بودنت را
خواستنت را
داشتنت را
عجیب فریاد میکشد
و چه سخت است این همه بی"تو"بودن!
- ۳.۹k
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط