.....

.....

می‌نشینم روی پایت تا تو را شیدا کنم
تا که شاید من رگ خواب تو را پیدا کنم

می‌نهم لب را به لب‌هایت مگر رسوا شوی
تا که شاید لحظه‌ای با بوسه‌ای اغوا شوی

می‌گشایم لب به زیر گوش تو با دلبری
تا که شاید چشم خود بندی به روی دیگری

می‌خرامم نرم و نازک سوی آغوشت چو مار
تا که شاید از کفت گیرم عنان و اختیار

تو ولی با چیرگی من را به زانو می‌نهی
دست سرد خود به دست گرم و داغم می‌دهی
.
با لوندی گونه‌ی من را نوازش می‌کنی
با نگاهت بوسه‌ای تبدار، خواهش می‌کنی

می‌خزم آهسته در آغوش پر آرامشت
من اجابت می‌کنم در لحظه امر و خواهشت....
دیدگاه ها (۵)

.....من که مجنونت شدم ذکرم فقط رویا شده مضطرب بر حال من دیگر...

.....یه لحظه هم نمی تونم باور کنم نباشی من حاضرم ...

.....بوسه ی نا چیده را میهمان لبها میکنی ؟با چه روئی عشق را ...

.....جانم فدای توست، روانم فدای توست دیوانه نیستم، نفسم مبتل...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

🚫بی جنبه ها نخونن🚫FORCED LOVEPart:16───شبِ آخر.جئون من رو به...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

ادامه پارت ۲۵

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

چندپارتی جیهوپ

پارت ۳۱

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط