پارت سیزدهم

پارت سیزدهم

اما: هوی آهای مرتیکه هی اونکه دختره دخترک
اما این بار با داد صدا زد استیسی بعد اسی برگشت گفت چه خبرته مگه سر میبری برگشت عقب همه گوشاشونو گرفته بودند یعنی ته خنده بودن
چانیول: چه صدای نکره ای داری؟
اسی: هو مواظب باش هی هیچی نمیگم اون دهن گشادت رو هی باز و بسته میکنی ببند اون لامصبو
چانیول خطاب به دخترا : چقدرم ناراحته یه ایشی گفت رفت داخل
اسی پشت سرش یه تف انداخت اومد پایین
کریس:اون بالا چکار میکردی
اسی: معلوم نبود داشتم کتاب میخوندم
بکهیون : حالا اون بالا؟این همه جا
اسی: عاقل تر از خودم ندیدم که جواب بدم
داشتیم می رفتیم که یکی دست اما رو کشید که اما نتونست کنترل کنه داشت میوفتاد که همون کرمی که دستشو کشیده بود افتاد روی دست اون حالا بگید اون کی بود؟خوده خوده کرمش بود آقای وانگ 😠
اما یه نگاه کرد به جکسون جکسونم با لبخند داشت نگاه میکرد که اما گفت: خیلی بووووووق داشتید که منو کشیدید بعد جکسون اما رو بلند کرد گفت میخواستم ببینم که سبک هستید یانه ( ناموسا به تو چه 😡😡😡😡😡😡)
اما: اصلا خوشم نیومد از شما بعید بود
اما یه هه گفت رفت داخل
.....‌‌
دیدگاه ها (۳)

چقدر بد شانس 😭😭😭

پارت ۱۴استیسیوارد خونه شدیم منتظر بودیم ببینیم باید چه غلطی ...

پارت دوازدهمچن:منظورم این نبود من منظورم این بود که با همه گ...

شما هم اینطوری هستید؟

عشق مافیایی

آلفا خوشتیپ من پارت هشتم ویو تهیونگ رفتم داخل اون خونه قدیمی...

p4𖤐𖤐𖤐𖤐ویو ویلیام از اتاق اومدم بیرون که دوست پسر سابقم رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط