خدایا!!!

خدایا!!!

از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت…

امـا شکایتـم راپس میگیـرم…

من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی
تا هـــــر زمان که دلــ♥ـــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تــ♥ـــو باشد…

گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست…
معنایش این نیست که تنهایــــــــم…
معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت…
با تــــ♥ـــو تنهایی معنا ندارد…

مانده ام تــــ♥ــــو را نداشتم چه میکردم…

♥دوستت دارم خدای من♥
دیدگاه ها (۱)

خدایـــــا…از بــد کردن آدمهایتــــشکایتـــــ داشتـــــم به ...

میبخشی پارت ۳

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

مافیای من

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

professor Riddle,p43

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p13 ویو مین دا صبح با بر...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط