سپیده سر زد و مرغ سحر خواند

سپیده سر زد و مرغ سحر خواند
سپهر تیره دامان زرافشاند

شبی گفتی به آغوش تو آیم
چه شب ها رفت و آغوشم تهی ماند
#اتاق_سرد_ابی
دیدگاه ها (۱)

من آن ابرم که می خواهد ببارددل تنگم هوای گریه دارددل تنگم غر...

شب فرو می افتادبه درون آمدم و پنجره ها رابستمباد با شاخه در ...

به خوابی دیدمش غمگین نشستهگرفته در بغل چنگی گسستهمن این چنگ ...

نشسته ام به در نگاه می کنمدریچه آه می کشدتو از کدام راه می ر...

پارت یازدهم و آخر[وقتی عضو نمهمی و عاشق هیونی. فک میکنی عشقت...

جوانه قدیمیP:8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط