پارت4

پارت4
رزی: خب من الان هیچی به ذهنم نمیرسه
لیسا: وای دارم دیوونه میشم
رزی: نگران نباش درست میشه
لیسا: خداکنه 😩
رزی: عه لیسا من باید برم ببهشید یه کاری پیش لومد برام
لیسا: باشه خدافظ
رزی: بای بای
رزی: صدای در اومد بخاطر همین تلفنو قط کردم
بفرمایید
منشی: خانم جلسه داره شروع میشه
رزی: عه مگه من جلسه داشتم...... اهه اره یادم رفته بود
باشه شما برید منم میام
منشی: چشم خانم رزی
رزی: اوف چقدر کار... ولی باید یه فکری برای لیسا بکنم بیچاره برای اولین باره عاشق کسی شده هرجور شده باید کمکش کنم
وای دیر شد برم

از طرف لیسا
لیسا: وای من بیچاره باید چه غلطی بکنم
خدایااااااا
جیسو: باز چت شده تو
لیسا: هیچی ولش میگم اون پسره ی نچسب (منظورش جونگ کوکه) کجاس
جیسو: بیرونه دارت با دوستاش حرف میزنه
لیسا: اها
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۴)

رمان: رفتار سرد .

پارت چهارکوک: چییییی ( داد )میسو: وای ساکت شویوری: چشیده جون...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

عشقی حقیقی

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

به زیباییه مشکی

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت 7خندیدم و گفتم نارا: ممنونقلبم شروع کرده بود به تند تند...

وقتی هم دانشگاهی بودید و Part:⁴حتی فکرشم بهم حالت تهو دست م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط