"درمورد تو...خب اون پسر همجنسگراست این برای تو خوب نیست..

"درمورد تو...خب اون پسر همجنسگراست این برای تو خوب نیست... مطمعنم مادر و پدرت خبر نداشتن که اجازه دادن باهاش هم خونه شی.
اخمهای جونگکوک اینبار جدی تر از همیشه توی هم فرو رفت، روبروش ایستاد و با لحن محکمی گفت:
_ متاسفم که اینطوری باهاتون حرف میزنم اما از انسانیت خیلی به دوره که باطن انسان ها رو از رو گرایش جنسیشون قضاوت کنیم... شاید بگین موندن من تو فرانسه من و بی پروا کرده اما حقیقت اینه که... آدمها باید هر روز طوری هم رو به آغوش بکشن که انگار فردا میمیرن... و فردا باید طوری هم رو به آغوش بکشن که انگار از مرگ بازگشتن...زندگی ارزشش انقدر نیست که بخواین اون رو به قضاوت کردن دیگران بگذرونین."
#jk
دیدگاه ها (۰)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

پارت ۱۸:خب فکر کنم عاشقت شدم Will i fill i love you

My lovely neighbor part : 60

Destiny part 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط