دمی کنار تو هر کس اگر قدم بزند

دمی کنار تو هر کس اگر قدم بزند
نفس کشد پس از آن دم که از تو دم بزند
تو آسمانی و ابرت خدا کند یک بار
بر آتشِ دل تنگم دو قطره نم بزند
بشر به عشق زده پشت پا و حیران است
که آش پخته ی خود را چگونه هم بزند
بریدم از همه دنیا و کاش دنیا هم
مرا رها کند و دور من قلم بزند
تمام هستی عاشق نگاه معشوق است
بدا به حالش اگر حرف بیش و کم بزند
خدا به حق خداییش نام خوبت را
درون دفتر تقدیر من رقم بزند
دیدگاه ها (۱۵)

پوچ است غیر تو ، همه ی انتخاب هازهر هلاهل است کنارت قطاب هان...

هوای چشم من دیگر نمی بارد تو اینجاییمیان مردمک هایم، تو چون ...

دیر آمد اما از کنارم زود رد شداو خوب بود از بخت من یکباره بد...

دردم فقط تویی، همه یِ درد من سلامتنها نگاه توست بر این درد ا...

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط