به شب گریه میکنم،،، چرا دار میزنی،،، منی که اینچنین مدارا

به شب گریه میکنم،،، چرا دار میزنی،،، منی که اینچنین مدارا کنم
هوادار تو،،،، سزاوار عشق،،،،، همان که تمامت را گوارا کنم،،،
مگر سادگی نبود،،، مگر اشک دیده ای،،،،، تو را با خودم سایه میکنم
چگونه جمع میکنی،،،، تمام ریخته هایم،،،، تمام غم نوشته ها را پاره میکنم،،،
که حرف های تورا،،،، به جان میخرم ولی،،،، تمامت همین ناز خاص است
شبیه من دلی هست،،،، که پیدا میکنم،،،، خودم را تورا هم احساس است،،،
دیدگاه ها (۴)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

برده عمارت جئون

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:6ا...

سایه ای در راهرو های نقره ای

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

پارت ۲۱جونگ کوک:منظورت چیهیونا:دوستم به خاطر تو مرددد جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط