کپی کنید من که تنم لرزید

کپی کنید من که تنم لرزید
روزی یکی از نیروهای شیطان رو به شيطان کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی/مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟

شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!.
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

عشق پنهان

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

KIM V

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط