توی بغل تو بودش فقط لیتو

توی بغل تو بودش فقط لیتو
توی سختی ها با تو مثه علف صب
رسیدیم آخرشو
سخته باورش تو
ولی باورش کن
هنوز یادمه چون
رفتیم تا تهشو خوب بود همه چی
می دونستم لبات میدن طعم چی
نکشیم پایین همو
ارزشمون بیشتر از آدمی که هست جلو آینه مو
اول صب
می کردم من صبونه درست
برات داغ می کردم شیر و نوتلا با تُست
تا وقتی مسئولیت خونه ما با توست
همه چی رو به را درست
ولی اشکام ریختن شونه هاتو شست
خیلی چیزا گفتم که الان پشیمونم
صورتم سفیده مثه گچ خونه م
گفتی بچگونم ولی دیدی لشی تو من
دوس دارم رنگامون بازم پخش شه تو هم
ولی سیا سفیدیم
از هم چیا که دیدیم
سوار زندگی بودیم الان پیاده میریم
تو هم دیگه هرچی ایراده دیدی
شاید همدیگه رو اصن زیادی دیدیم
دیدگاه ها (۶)

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

#تپش.قلب.منPart 1سلام من ات هستم و 22 سالمه⧽⧽⧽ساعت 8 شب بود ...

رمان: قلب در تاریکی

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو لیلی ___---سه ماه ...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط