سناریو [وقتی حامله ای و نمی زارن بری بیرون و می خوای یواش

سناریو [وقتی حامله ای و نمی زارن بری بیرون و می خوای یواشکی بری بیرون] در خواستی

نامجون:*تا درو باز کردی دیدی در قلفه*

جین: الان دقیقا کجا داری میری

شوگا: مثه اینکه حرفمو جدی نگرفنی؟

جیهوپ: ساینشانم برا خودت میگم...پس دیگه نباید بری فهمیدی

جیمین: کجا با این عجله بیب

تهیونگ: مگه بهت نگفتم اجازه نداری بری بیرون؟

جونگ کوک: حیف که نمی شه تنبیهت کنم
دیدگاه ها (۲)

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.58(روایت از زبان ا.ت)بع...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت نهم: زنی با دو چهرهالارا از ساختمان ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸²رزا سر تکون داد و گفت:اون کای بود برا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط