《مافیای کیوت من》

《مافیای کیوت من》
پارت³
ویو ات
'مدرسه تموم شد رفتیم خونه به بچه ها گفتم بریم سوجو بخوریم'
ات:بچه ها بیان بریم نوشیدنی بخوریم
یونا:بریم
دایون:نه
ات:تروخدا
یوری:منم نمیام
ات:خو نیاید منو یونا میریم مگه نه یونا
یونا:باشه ولی شمل دوتا یه چیزی درست کنید بخوریم
یوری:باشه
ات:بریم یونا
یونا:باشه
ویو یونا
'رسیدیم به یه کوچه بن بست دیدم یه ون مشکی که داره یه نفر و با خودش میبره'
یونا:ات...ات.... . اروم
ات:چیه چرا اروم حرف میزنی
یونا:اون ون رو توهم میبینی
ات:کجا
یونا:ایشش اروم اونجا ببین
ات:اها دیدم
یونا:صدای چیه قطعش کن
ات:گوشی من قطعش کردم

این داستان ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

فیک تهیونگ

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

dark love

A love that begins with jealousy"2"✨part: 12یک روز قبل از کن...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 15(ویو اتاق کوک و لونا) .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط