‍ اولین بار که گفتم دوستت دارم،

‍ اولین بار که گفتم دوستت دارم،
آسمان آبی بود،،،
گنجشکان می خواندند
ابرها می رقصیدند
باد می وزید،،، باران می بارید.....
تو از راه رسیده بودی و من دستانم را به دستانِ تو دخیل بسته بودم.
تو که آمدی،،،،،،
در پیچ و خمِ خیابان های دلم همه مُردند،،،
تنها ستاره ی درخشانی از شمیمِ نفس های تو در من جان گرفته بود...
ِ اولین بار که گفتم دوستت دارم ،،
هرگز گمان نمی کردم روزی برایِ آخرین باربگویم دوستت دارم،،،
اما گفتم......
اگرچه تلخ، اگرچه سخت.....
در کذب آلودترین حالت عشق دانستم
هیچگاه مرا دوست نداشته ای،،،،
دانستم دیگر قایقِ شکسته ی قلبم در ساحلِ آرام سینه ات
به گِل نخواهد نشست،،،،
تودیگر نیستی و من تنهام
دیدگاه ها (۳۱)

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط