زِ ایمون و ز دینُم دل بریدُم

زِ ایمون و ز دینُم دل بریدُم

ز شُوو مَه و زِ اَفتُو دل بریدُم

زِ او روزی که دیدُم او تِیاتِه

ز دنیا و خدا هم دل بریدُم
دیدگاه ها (۱)

چار گوشه مه دل چارپاره بخرده هارش کی چجوری این دل کی بمرده ...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان امد خد...

عاشقانه های شبنم

تا نفس میکشم و عمر به دنیا دارم ؛دِل به او بَسته و اُمید به ...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

تلاوت قرآن

صبح شد دست خـدا بر سرمان سایه شودبر ستون دل ما کاش خـدا پایه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط