این سکوت و این هوا و این اتاق ..

این سکوت و این هوا و این اتاق ..
شب به شب به خاطرم میاردت
توی این خونه هنوزم یه نفر ..
نمیخواد باور کنه نداردت
نمیخواد باور کنه تو این اتاق ..
دیگه ما با هم نفس نمیکشیم
زیر لب یه عمر میگه با خودش ..
ما که از همدیگه دست نمیکشیم
به هوای روز برگشتن تو ..
سر هر راهی نشونه میکشه
با تمام جاده های رو زمین ..
رد پاتو سمت خونه میکشه
من دارم هر روزمو بدون تو ..
با تب یه خاطره سر میکنم
با خودم به جای تو حرف میزنم ..
خودمو جای تو باور میکنم
توی این خونه به غیر از تو کسی ..
دلشو با من یکی نمیکنه
من یه دیوونم که جز خیال تو ..
کسی با من زندگی نمیکنه
تو سکوت بی هوای این اتاق ..
شب به شب به خاطرم میارمت
خودمم باور نمیکنم ولی ..
دیگه باورم شده ندارمت
روزبه بمانی
دیدگاه ها (۱)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

پارت ۲۲

پارت ۲

و یه روزی، یه روزی که هیچ‌کس حتی یادش هم نباشه که من بودم، ی...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

*[دوباره توی خونه][با یه لبخند شیطنت‌آمیز]— اینجاییه که توی ...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط