سناریو

سناریو

ادامه


تهیونگ


داشت فیلم میدید و تو ام با یونتان نقشه کشیده بودین که مثلا ا/ت لباس دزد بپوشه و یونتان و ببره تو باغ
لباس و پوشیدی و یونتان و ّبغل‌کردی با سرعت رفتی سمت خونه که دیدت

تهیونگ:‌ دزدددد یونتانم و کجا‌ میبریییییییی

افتاد دنبالت و با خنده ای‌که‌کردی‌فهمید توییی ک تو یونتان و گرفت و حسابی قلقلک داد

ا/ت: آی دلم تهیونگ بسه (خنده)

و بهتون خوش گذشت


جونگ کوک

تو باشگاه بزرگ خونتون در‌حال تمرین بود و تو هم باهاش تمرین میکردی و الکی خودتو زدی به قش‌کردن

کوک:‌وای‌ا/ت حالت خوبه چشماتو باز کنننننن

سریع برآید استایل بغلت کرد که بلند خندیدی

کوک: ای بدجنس نشونت میدم


و برد تو باغتون و پرتت کرد تتو استخر پر از آب

ا/ت: وای کوک من شنا بلد نیستم

و اومد و تو استخر تو آب بغلت کرد و یک‌بوسه ی طولانی رو شروع کردین

پایان
دیدگاه ها (۳)

ای جاننن هوش رو برم😂

بچم🥺

سناریووقتی‌ که حوصله سر رفته بود و رفتی که باهاشون شوخی‌کنی....

یونگی کیوت😂🤣

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

#سناریووقتی باهات قهرن تو بی توجه میخوابی کنارشون از پشت بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط