دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،

و صدایی شنیدم که مرا لرزاند!

صدای خنده خدا را شنیدم واضح تر از صدای نفسهایم...!



دعا نوشت ♣

دعایت میکنم

هر کجا خسته شدی

دستی از غیب به دادت برسه

بینهایت زیباست که آن دست خدا باشد و بس...
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

صدای شلیک

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

life like hellp:14چند ثانیه فقط بهش خیره شدم.چه چیزی رو باید...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part2میخواستم برم سم...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹ویو میکا_____با سردرد ...

پارت هشت

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²³﴿ویو ات﴾تمام زنگ آخر، فقط به حرف سراید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط