ما که عشق آشناییم

ما که عشق آشناییم
از یادت نبرده‌ایم
تو هم از یادمان مبر
جز تو در عرصه‌ی خاک کسی نداریم
مگذار سرد شویم
هر روز و از هرکجا که شد
نشانه‌ای از حیات به ما ده
دیرترک
از کنج بیشه‌ای در جنگل خاطره‌ها
ناگهان پیدا شو
دست به‌سوی ما دراز کن
و نجات‌مان بده.
#حبیب❤
دیدگاه ها (۱)

سایه ای در راهروهای نقره ای

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

پروانه جان

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

فاصله یک لبخند تا جنون

ما که عشق آشناییماز یادت نبرده‌ایمتو هم از یادمان مبرجز تو د...

ما که عشق آشناییماز یادت نبرده‌ایمتو هم از یادمان مبرجز تو د...

#ما_که_عشق_آشناییم_از_یادت_نبرده‌ایمتو هم از یادمان مبرجز تو...

من گل خودروی کوهستانیماهل این ایل بی سر و سامانیم ساقه ام در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط