همین که یک نفر از دور لباسش رنگ تو باشه

همین که یک نفر از دور لباسش رنگ تو باشه
همین که تو مسیر من یه گلفروشی پیداشه بازم یاد تو میفتم
همین که عصر یک جمعه آدم تو خونه تنهاشه
همین که یک نفر اسمش شبیه اسم تو باشه
بازم یادتو میفتم
با آهنگی که دوس داشتی تمام کافه ها بازن
تموم شهر همدستن منو یاد تو بندازن...
دیدگاه ها (۲)

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 2ویو ات:بقیه‌ی مسیر خیلی زود گذشت. م...

پارت⁴²ویو یونگیصدای آژیر پلیس هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.به جونگ...

forced by your side به اجبار کنار تو part: 22(این جا همش نوی...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

چند پارتی بازی ممنوع

سلام مخملام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط