آدم ها همیشه به فکرِ ساختنِ خاطره هستند. هرجا
آدم ها همیشه به فکرِ ساختنِ خاطره هستند. هرجا
می روند، کنارِ هر کسی باشند،
روز باشد یا شب، غمگین باشند یا خوشحال،
مرگ باشد یا تولد، عروسی باشد یا عزا، با حرفهایشان،
با عکسهایشان، با خندهها حتی با گریستنشان خاطره میسازند.
آدم ها کوله باری از خاطراتِ خوب و بد را با خود جابجا میکنند
بدون اینکه واقعا بدانند با آنها چه باید کرد.
خاطرات را باید روی طاقچه گذاشت تا کنار
شمع دانی های نقره بدرخشند و بی اختیار یادِ آینه را زنده کنند.
خاطرات را باید در گلدانهای پشتِ پنجره کاشت،
تا انتظار رنگِ تازهای به خود بگیرد و بازگشت، رنگِ تازه تری.
خاطرات را باید نوشت.خواندن هم کافی نیست.
آنها را باید نوازش کرد. خاطرات نیاز به لمسِ مهربانِ انگشتانِ ما دارن
د و این را کمتر کسی میداند.
اصلا باید با خاطرات خوابید.
چه فرق میکند صبح روی بالشت ردِّ پای کدام اتفاق باشد؟
همین که چشمانت را به روز باز میکنی و یادت می آی
د که یک وقتی، جایی، با کسی که دوستش داشتی،
لحظهای به یاد ماندنی را ساختهای ، همین آغوشت را گرم میکند
حتی اگر به طورِ دردناکی خالی باشد .
خاطرات را باید دوباره و دوباره و هزارباره زندگی کرد
و کاش کسی فرسنگها دور از ما، این را بفهمد.
📚 در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت / نشر ماه باران
می روند، کنارِ هر کسی باشند،
روز باشد یا شب، غمگین باشند یا خوشحال،
مرگ باشد یا تولد، عروسی باشد یا عزا، با حرفهایشان،
با عکسهایشان، با خندهها حتی با گریستنشان خاطره میسازند.
آدم ها کوله باری از خاطراتِ خوب و بد را با خود جابجا میکنند
بدون اینکه واقعا بدانند با آنها چه باید کرد.
خاطرات را باید روی طاقچه گذاشت تا کنار
شمع دانی های نقره بدرخشند و بی اختیار یادِ آینه را زنده کنند.
خاطرات را باید در گلدانهای پشتِ پنجره کاشت،
تا انتظار رنگِ تازهای به خود بگیرد و بازگشت، رنگِ تازه تری.
خاطرات را باید نوشت.خواندن هم کافی نیست.
آنها را باید نوازش کرد. خاطرات نیاز به لمسِ مهربانِ انگشتانِ ما دارن
د و این را کمتر کسی میداند.
اصلا باید با خاطرات خوابید.
چه فرق میکند صبح روی بالشت ردِّ پای کدام اتفاق باشد؟
همین که چشمانت را به روز باز میکنی و یادت می آی
د که یک وقتی، جایی، با کسی که دوستش داشتی،
لحظهای به یاد ماندنی را ساختهای ، همین آغوشت را گرم میکند
حتی اگر به طورِ دردناکی خالی باشد .
خاطرات را باید دوباره و دوباره و هزارباره زندگی کرد
و کاش کسی فرسنگها دور از ما، این را بفهمد.
📚 در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت / نشر ماه باران
- ۱.۸k
- ۱۳ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط