هنگامی که کودکی پنج ساله بودم مادرم همیشه به من می‌گفت:

هنگامی که کودکی پنج ساله بودم مادرم همیشه به من می‌گفت:
“شاد بودن کلید خوشبختی در زندگی است.”
وقتی بزرگتر شدم و به مدرسه رفتم معلم‌هایم از ما می‌پرسیدند زمانی که بزرگ شدید چه کاری را انجام خواهید داد.و من پاسخ می‌دادم: “می‌خواهم شاد باشم.”آن‌ها به من می‌گفتند تو درس را درست متوجه نمی‌شوی (خنگی!) و من هم به آن‌ها می‌گفتم:
“شما هم زندگی را نمی‌فهمید…”
“جان لنون”
دیدگاه ها (۱۳)

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

I don't know my own roots Now it's bothering meI've always w...

پروانه جان

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط