ات چیییییی جیغ و بهت
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۹
ا.ت : چیییییی ( جیغ و بهت )
لیا : عه چته تو هم
ا.ت : لیا میفهمی چی میگی تو من برم عضو
هشتم گروه بی تی اس بشم
لیا : خب چیه مگه ؟
ا.ت : لیا اونا بیشتر از ده ساله که دبیو کردند
اما من تازه از اودیشن قبل دبیو اومدم بیرون
لیا : چیکارت کنم تو رو من آخه... خری دیگه
خر ... ببین چی میگم تورو ... تو بهترین
خودتو گذاشتی و دیدی که چقدر داورا
تحسینت کردند بعدشم بی تی اس خودش
ترو انتخاب کرده و با این استعدادی که تو
داری رسما داخل گروپ های دیگه حیف میشی
ا.ت : اگه نا امیدشون کنم اگه باعث شکستشون بشم
لیا با یه لبخند ریلکس بهم نگاه کرد و گفت :
تا پام و نکردم تو حلقت گمشو برو آماده شو که بعد از ظهر با
پسرا قرار داری
کلافه سری تکون دادم و رفتم تا کارام رو انجام بدم
یه دوش درست و حسابی گرفتم و بعد از
اینکه موهام رو خشک کردم یه تیشرت و
شرتک پوشیدم و رفتم تا لباس انتحاب کنم
اولین دیدار ما باهم دیگه بود و خب اونا
هیونگای من بودند پس قطعا باید یه استایل
رسمی میزدم اما در عین حال سبک خودمد
حفظ میکردم پس رفتم سراغ کت و دامن
آبی آسمونی و کرمیم
چون قدم کوتاه بود بیشتر وقتا باید پاشنه
بلند میپوشیدم
پس با بوت های کرمی و پاشنه بلندم ستش کردم
و کیف کرمی کوچولوم رو هم گذاشتم
از اونجایی که میدونستم اگه برم زیر دست
میکاپ آرتیست ها حوری میکاپ میکنن که
خودمم دیگه خودمو نمیشناسم پس مثل
آدم گوشیمو واسه ی هر تماس برای لباس و
میکاپ از طرف لیا خاموش کردم و خیلی
شیک نشستم که میکاپم رو انجام بدم
یه میکاپ نود و خوشگل کل کارو جمع کرد
موهامم فقط مرتب کردم و و لباسامو پوشیدم
و اکسسوری انداختم خب تنها چیزی که
میموند عطر بود که عطر محبوب و همیشگی خودم رو زدم
همینطور که منتظر لیا بودم داشتم حرفام رو
با خودم مرور میکردم که یادم نره
که یهو لیا با نفس نفس از پله ها اومد پایین
و همینطور که سرش پایین بود اومد پیشم
و گفت : واییییییییییی میکاپت مونده
ناخونات مونده ( عجله و استرسی)
تا نگاهش رو اورد بالا با شگفتی و ذوق گفت :
واییییییییییی دختر چقدر خوشگل شدی
با خنده گفتم : واقعا
سری تکون داد و گفت : ناخن هاتو آماده
کردن بیا بریم واست بزارن و بریم
نمیتونستم مخالفت کنم چون از قبل برنامه
ریخته بودن دیگه من فقط میتونستم مطیع انجامش بدم
بعد اینکه ناخونامو تمیز کردن یکم سوهان
کشیدن و چسبای دو طرفه رو گذاشتن روش
و با باد گرم سشوار سی ثانیه حرارت دادن و ناخون ها رو گذاشتن
واقعا قشنگ و گوگولی بودن
ا.ت : چیییییی ( جیغ و بهت )
لیا : عه چته تو هم
ا.ت : لیا میفهمی چی میگی تو من برم عضو
هشتم گروه بی تی اس بشم
لیا : خب چیه مگه ؟
ا.ت : لیا اونا بیشتر از ده ساله که دبیو کردند
اما من تازه از اودیشن قبل دبیو اومدم بیرون
لیا : چیکارت کنم تو رو من آخه... خری دیگه
خر ... ببین چی میگم تورو ... تو بهترین
خودتو گذاشتی و دیدی که چقدر داورا
تحسینت کردند بعدشم بی تی اس خودش
ترو انتخاب کرده و با این استعدادی که تو
داری رسما داخل گروپ های دیگه حیف میشی
ا.ت : اگه نا امیدشون کنم اگه باعث شکستشون بشم
لیا با یه لبخند ریلکس بهم نگاه کرد و گفت :
تا پام و نکردم تو حلقت گمشو برو آماده شو که بعد از ظهر با
پسرا قرار داری
کلافه سری تکون دادم و رفتم تا کارام رو انجام بدم
یه دوش درست و حسابی گرفتم و بعد از
اینکه موهام رو خشک کردم یه تیشرت و
شرتک پوشیدم و رفتم تا لباس انتحاب کنم
اولین دیدار ما باهم دیگه بود و خب اونا
هیونگای من بودند پس قطعا باید یه استایل
رسمی میزدم اما در عین حال سبک خودمد
حفظ میکردم پس رفتم سراغ کت و دامن
آبی آسمونی و کرمیم
چون قدم کوتاه بود بیشتر وقتا باید پاشنه
بلند میپوشیدم
پس با بوت های کرمی و پاشنه بلندم ستش کردم
و کیف کرمی کوچولوم رو هم گذاشتم
از اونجایی که میدونستم اگه برم زیر دست
میکاپ آرتیست ها حوری میکاپ میکنن که
خودمم دیگه خودمو نمیشناسم پس مثل
آدم گوشیمو واسه ی هر تماس برای لباس و
میکاپ از طرف لیا خاموش کردم و خیلی
شیک نشستم که میکاپم رو انجام بدم
یه میکاپ نود و خوشگل کل کارو جمع کرد
موهامم فقط مرتب کردم و و لباسامو پوشیدم
و اکسسوری انداختم خب تنها چیزی که
میموند عطر بود که عطر محبوب و همیشگی خودم رو زدم
همینطور که منتظر لیا بودم داشتم حرفام رو
با خودم مرور میکردم که یادم نره
که یهو لیا با نفس نفس از پله ها اومد پایین
و همینطور که سرش پایین بود اومد پیشم
و گفت : واییییییییییی میکاپت مونده
ناخونات مونده ( عجله و استرسی)
تا نگاهش رو اورد بالا با شگفتی و ذوق گفت :
واییییییییییی دختر چقدر خوشگل شدی
با خنده گفتم : واقعا
سری تکون داد و گفت : ناخن هاتو آماده
کردن بیا بریم واست بزارن و بریم
نمیتونستم مخالفت کنم چون از قبل برنامه
ریخته بودن دیگه من فقط میتونستم مطیع انجامش بدم
بعد اینکه ناخونامو تمیز کردن یکم سوهان
کشیدن و چسبای دو طرفه رو گذاشتن روش
و با باد گرم سشوار سی ثانیه حرارت دادن و ناخون ها رو گذاشتن
واقعا قشنگ و گوگولی بودن
- ۲۹۵
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط