چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گو

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………
دیدگاه ها (۵)

آسمان بی تو سیاه است ابرها بی تو می گریندتا به کدامین سحرازپ...

باز درکوچه کســی عاشق باران شده استاین دروغست ولی نامِ تو عن...

ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﭘﺲ ﺑﺪﯼ ﻭﻟﯽ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﮔ...

ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

خنده ی ممنوعه.

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

را گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه ه...

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه ...

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه ...

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشک هایم را پاک کرد و سرخی گونه...

#هنگام‌ساحل‌ِنهنگ...عمیق احساسی دارمبه ژرفای اقیانوس آرامآن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط