من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستی

من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستی
آیینه ی دیوار تو هستم  تو چه هستی
 
ای همهمه ی مبهم همراه درختان
چون باد هوا دار تو هستم تو چه هستی
 
عمریست من  گمشده  درخانه ی  تردید
دیوار به دیوار تو هستم تو چه هستی
 
ای  میوه ی ممنوعه  به هر طعم که باشی
چون شاخه نگهدار تو هستم تو چه هستی
 
در چاه حسد برده و  در مصر عزیزی
من نیز خریدار تو هستم تو چه هستی
 
هر جا بروم بیرق  دستان تو پیداست
یک شهر بدهکار تو هستم تو چه هستی
دیدگاه ها (۲)

من قانعم شبانه به خوابی ببینمتاما فقط بیا که حسابی ببینمتحسر...

از وقتی دوست داشتنتدر رگ هایم جریان گرفتجور دیگری زنده امانگ...

زن که عاشق می شود شعر از لبانش می خزدبا همان لبها که گاهی یا...

تو پاییز منی ؛بخواهی میبارانی آسمانم را, بخواهی تکه ابری می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط