من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم

من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم
بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم
انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم
می بریز و مست تر کن باده ی عشق مرا
کاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم
گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....
دیدگاه ها (۵)

هر چه کردی به دلم ، باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، دشنه ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودمﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ...

نقش چشمان خمارت ، چه کشیدن دارد / سایه ساران دو زلفت ، چه لم...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

بی عشق تو تنهایم و با عشق تو رسوا با مهر تو بر پایم و بی فکر...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط