دوست داشتم در را رو به این هوای خاکستری سرد ببندم

دوست داشتم در را رو به این هوای خاکستری سرد ببندم
گل کفش‌هایم را روی پادری خانه پاک کنم
و وقتی‌ بر می‌گردم
تو آنجا ایستاده باشی‌ با فنجان قهوه ات
خسته از نبودن‌های من
سیگارت را پک بزنی‌
و آمدنم را زیر چشمی تماشا کنی‌
دوست داشتم میگفتی‌ باید با هم صحبت کنیم
بعد دستهایم را می‌‌گرفتی‌ ، بی‌ آنکه صحبتی‌ کنیم



#نیکی‌_فیروز_کوهی
دیدگاه ها (۴)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

پارت ۹

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

ابلیس

...گفتی مویِ صاف دوست ندارم موهایت را فِر کنفِر کردم...گفتی ...

«نگاه ممنوعه»**Part 9 — The Truth Hidden in His Eyes** برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط