پروانه شدم ، بال زدم ، سوخت دو بالم

پروانه شدم ، بال زدم ، سوخت دو بالم
دیوانه شدم ، داد زدم ، وای به حالم

بیخود شدم از خویش و از این گردش ایام
نومید و سر افکنده از این طالع و فرجام

مستانه شدم ، باده زدم گاه به گاهی
دل خسته ز می ، باز شدم غرق تباهی

خندیدم و گفتم شود از باده حذر کرد!
از کوچه مستان به چنین حال گذر کرد!

حال این منم و حال من و سوخته بالی
دیوانه و بیخود شده ای ، رو به زوالی

نومیدی و مستی ، به چنین درد دچاری!
دل خسته ای و خنده کنان ، باز خماری!

اینبار بسازم به همین بی پر و بالی
عاشق شوم و عشق رسانم به کمالی

بر من دگر آن بال و پر سوخته ننگ است
با بی پر و بالی است که پرواز قشنگ است
دیدگاه ها (۱۱)

برام دعا کن عشق من، همین روزا بمیرم ...آخه دارم از رفتن بدج...

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند؟یا دری را شده با سر بزنی...

دلی بزرگ میخواهد زندگی کردن در این دنیا … دلی میخواهد تا خ...

, ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ !!!...ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘَﻨﻤﺎﻥ ﺑﻪ ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

7۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۲۵ نشرpart : 8+ امشب به افتخاره خانم ناش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

KIM V

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

چند پارتی جونگ کوک

شاهکاری به نام دروغ

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط