حکم اعدام بود؛اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای برطناب دار

حکم اعدام بود؛اعدامی لحظه ای مکث کرد و بوسه ای برطناب دار زد.
داد ستان گفت صبر کنید ، های زندانی این چه کاریست؟؟؟
زندانی خنده ای کرد وگفت بیچاره طناب دار نمیگذارد زمین بیفتم اما آدمها بدجور زمینم زدند
دیدگاه ها (۱)

بالاخره یه روز به آرزوم میرسم...در صف اول نماز جلوتر از پیش ...

سلام به همه دوستای گلم

چه فرقی میکند عاشق تو باشم یا عاشق رنگین کمان؟وقتی هر دو هفت...

زمستان نیست! دلتنگی توست که به لرزه انداخته چهارستون دلم را....

قصر تاریکیقسمت ۲: فرار در نیمه‌شبسکوت عمارت سنگین‌تر از قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط