دیوانه میکند مرا آخر دو چشم مست تو

دیوانه میکند مرا آخر دو چشم مست تو
مستم نمیکند بجز جام شراب دست تو
جامی ز سرمستی رسان به کام مخمورم کنون
تا نشکند پیمان آن جامی که شد الست تو
دیگر شدم دلبسته ات دستی به دستانم رسان
چون آرزو دارم به دل به دست من پیوست تو
ترسم که بد مستی کنی بر هم خورد پیوند ما
آنگه برون آید ز تن جانی که هست ٍ هست تو
بنشین به سینه تا دلم به عشق بودنت تپد
این افتخار سینه ام به قلب من نشست تو
پیرم مگردان عاشقی بُرنا به جانانم رسان
وقتی فتادم بر عصا دیگر چه کار از دست تو
دیدگاه ها (۶)

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم ،...

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم ،...

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم ،...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

ترانه ی فوق العاده زیبای: پشیمونبا صدای زیبای لیلا فروهر عزی...

در شلوغی این شهر، میان هزار نگاه،فقط نگاه تو مرا از خودم می‌...

فقط یه وابستگی ساده نبود ...اولین باری بود که کسی رو با تمام...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

پدر

روز دختر و پیشاپیش به همه دختران سرزمینم و دختر قشنگ خودم تب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط