نه ...همین که هستی کافی نیست!

نه ...همین که هستی کافی نیست!

نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر آزارم می دهد!

گویی که معلق در میان ِ نبودن های کابوس وارت ایستاده ام.

من تو را لبریز از خودت می خواهم…

با تمام نفس بریده گی هایت وقتی که سنگینی نام ِ مرا صدا می زنی

وقتی که هجوم ِ نگاه غریبانه ات،

قلعه ی قلب ِ سنگی ام را بی هیچ مقاومتی تسخیر می کند.

نه! همین که هستی کافی نیست!

من تو را شبیه خودت می خواهم…

شبیه لحظه هایی که دلبرانه آغاگر ِ دلواژه های شبانه ام می شوی

همین که فقط هستی ... کافی نیست
دیدگاه ها (۲)

من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم ...

خداوندا تنها درخواست من از تو این است روزی که به آغوش تو باز...

در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد ...

این عشق ماندنی این شعر بودنی این لحظه‌های با تو نشستن سرو...

پروانه جان

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹ویو میکا_____جیمین از...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

dark life = 20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط