پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟
پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟
مادر گفت : باقالی پلو با ماهی...
با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یک روزی این ماهی ها ما را می خورند...
چند وقت بعد...عملیات والفجر 8 ...
درون اروند رود گم شد...
و مادر...اتاآخر عمرش ماهی نخورد...
مادر گفت : باقالی پلو با ماهی...
با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یک روزی این ماهی ها ما را می خورند...
چند وقت بعد...عملیات والفجر 8 ...
درون اروند رود گم شد...
و مادر...اتاآخر عمرش ماهی نخورد...
- ۷۹۰
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط