گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی

گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی

می نالد از غم این دل دمادم فردا کجایی

سفر بخیر سفر بخیر مسافر من

گریه نکن گریه نکن به خاطر من

باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته ره می سپارد امشب

در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب

از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب

قطره قطره اشک چشمم می چکد با نم نم باران به دامن

بسته ای بار سفر را با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من

رنگ چشمت رنگ دریا سینه ی من دشت غم ها

یادم آید زیر باران با تو بودم با تو تنها

زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها

باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته ره می سپارد امشب

این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم

زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از قلبم گناهم

این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من

کی رود از خاطر من آخرین شب در زیر باران

رفتی آخر لحظه ها را ..
دیدگاه ها (۱)

همه ی زندگیم درد، همه ی زندگیم غمجلوی آینه نشسته م، وسط فکرا...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمس...

دیگر از آنهمه شیطنت و شلوغی خبری نیست؛ انقدر به خاطر ضرب...

امید، بهترین سرمایه برای ادامه زندگی است... باد با چراغ خام...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

عاشقانه های شبنم

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط