فقط می‌ماند دلم

فقط می‌ماند دلم
پتو را می‌اندازم روی خودم و سرم را روی بالش می‌گذارم و فقط می‌ماند دلم که یک‌جا آرامش کنم... درد و دل‌هایم را به تو می‌گویم تو پناهگاهی شب‌ به خیر! خداکند فردا صبح ببینمت لااقل یک‌بار به خوابم بیا آقاجان!
دیدگاه ها (۲)

توافقندیدن تو؛ تنها تحریمی‌ست که توان آن را نداریم. کاش این...

بهاری در دل...‌ سالهاست در دلم بهاری در انتظار شکفتن است! سل...

می سپارَمَت!سلام حضرت دل‌بَر! سلام قرصِ قَمَر! زمین که لطف ...

مهربان من!...مهربان من!... من همانم که وقتی کوچک تر از حالا ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

پارت ۱۲ راز ستارۀ درخشان

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط