دلم گرفته است

دلم گرفته است
به ایوان میروم وانگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به مهمانی گنجشکها دعوت نخواهد کرد
پرواز را به خاطر بسپارپرنده مردنی است...
فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ ﭺ ﺧﻮﺍﻫﺪﺷﺪ.. ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻮﺯﻩ ﮔﺮﺍﺯﺧﺎﮎ ...

به سلامتیه کارگری که بهش کلی عقده اویزونه/کارگری که اسباب خو...

گوش هايــــم را می گيـــــرم. . .ديگـــــر نـميخـــواهـــم ب...

.....

پارت ۷😊دیدی که نیما یه دونه کیک داره و داره بهت میگه تولدت م...

قسمت ۷

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

قسمت ۶

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط