قدم که می‌زنی

قدم که می‌زنی

شعر از سر و کول شهر بالا می‌رود

شهر را چه به شعر؟

قالیچه‌ها را هم بیخیال

خطوط دست‌های مرا قدم بزن...
دیدگاه ها (۲)

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

به سر زلف تسلی نتوان كرد مرا دست گستاخ مرا بند قبا می‌بايد#ب...

مهـدی مـٰا بیـن مـردم رفـت و آمـد می‌کنـد، در بـازارهـای ایش...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

🎦 برچسب‌زنی قدم اول جنایت🔹روایت خطرناکی که با تکرار، خشونت ر...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط