شب بی ستاره من پره از بغض نبودن

شب بی ستاره من پره از بغض نبودن
واژه ها همه غریبن، ندارن حس سرودن
همه جا ساکت و سرده،آسمون پر از سیاهی
کوچه های عمر کوتاه،پره از رنگ تباهی
دیدگاه ها (۱)

عمریه حسرت بودن، با نبودنت قرین شد حالا باز دوباره نیستی،قسم...

لحظه هایم را سراسر یاد توست درد ها را مرهم و درمان من

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

جونگکوک: خوب چرا این زندگی خوبت رو رها کردی دخترک بی حس و پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط