چای را که ریختی...

چای را که ریختی...
بیا روبرویم بنشین
میخواهم کمی نگاهت کنم
بعد با قندِ چشمانت، عشق را بنوشم...
دیدگاه ها (۱۰)

من سحر باد صبا صبح نسیم و خورشید

بنشین که کمی شعر و غزلرنگ بگیردای خوب‌تر از، خوب‌تر ازخوب‌تر...

به چشم هایت قسم ، ای تمام دلم ... ای که نگاهت ،هر بار ، عاشق...

و چشمانتمانند ماه میدرخشد آنقدر زیبا که تا عمر دارم میخواهم ...

*و چشمانت مانند ماه میدرخشد آنقدر زیبا که تا عمر دارم میخواه...

چشمانت را دوست دارم، اما نه فقط برای زیبایی‌شان؛ برای آن خال...

زندگی جيره مختصری‌ستمثل یک فنجان چایو كنارش عشق استمثل يک حب...

چشمانت را که دیدم،فهمیدم بعضی نگاه‌هابرای دیده‌شدن نیستند؛بر...

ز من چیزی به دل نگیر فقط پند استآرزوی من برای توفقط لبخند اس...

عشق مقدسم N💋 یعنی طوری نگاهت می کنمکه انگار تنها آدم دنیا هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط