چشمانت را که دیدم،

چشمانت را که دیدم،
فهمیدم بعضی نگاه‌ها
برای دیده‌شدن نیستند؛
برای گم‌شدن‌اند...

من در عمق چشمانت
آرامشی پیدا کردم
که هیچ آغوشی
نتوانست به من بدهد.

چشمانت عجیب‌اند؛
انگار تمامِ شب‌های تاریک
در آن‌ها ستاره می‌کارند،
و من هر بار که نگاهت می‌کنم،
دوباره عاشق می‌شوم...
دیدگاه ها (۰)

*از من نپرس چگونه‌ام... من همیشه دلتنگ توام...وقتی راه می‌رو...

بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان نیستند؛ سفری هستند که بعد از تمام...

نمی‌دونم، اما شبای مهتابی یه جور دیگه‌ان...انگار سکوت، حرف‌ه...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

سرنوشت(ویو من)اون شب دوباره خواب بد دیدم...همون اتاق تاریک.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط