یک قطره اشک از چشم های او جاری شود سونامی یعنی این
یک قطره اشک از چشم های او جاری شود سونامی یعنی این
یک تار از مویش رها باشد تعریف نا آرامی یعنی این
گل پونه های وحشی چشمش شب تا سحر آواز میخواند
بغض پر از سوزی که میبینی در چه چه بسطامی یعنی این
وقتی که گیسو را بپیچاند بر گردنت آنگاه میفهمی
"مجموعه ای از اعترافات یک آدم اعدامی" یعنی این
وقت اذان وقتی که می آید،میبوسدت تا اینکه برخیزی
در بین ما عشّاق می گویند،"بیداری اسلامی" یعنی این
وقتی تو را با او کسی دیده،حرف شما در شهر پیچیده
نامت کنار نام او باشد،زیبا ترین بد نامی یعنی این
یک تار از مویش رها باشد تعریف نا آرامی یعنی این
گل پونه های وحشی چشمش شب تا سحر آواز میخواند
بغض پر از سوزی که میبینی در چه چه بسطامی یعنی این
وقتی که گیسو را بپیچاند بر گردنت آنگاه میفهمی
"مجموعه ای از اعترافات یک آدم اعدامی" یعنی این
وقت اذان وقتی که می آید،میبوسدت تا اینکه برخیزی
در بین ما عشّاق می گویند،"بیداری اسلامی" یعنی این
وقتی تو را با او کسی دیده،حرف شما در شهر پیچیده
نامت کنار نام او باشد،زیبا ترین بد نامی یعنی این
- ۸۹۹
- ۰۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط