گاهی

گاهی
به خواستَن نيست..!
وَقتی چيزی قَرار نَباشه اِتفاق بيُفته،
حَتی از دَستِ سَرنوشت هَم كاری بَر نمياد..!
گاهی كوه به كوه كه نه ، آَدم به آدَم هَم نمی رسه..!
كنارِ هَم پير شدن، با كنار ايستادن و پير شدنِ يكي ديگه رو ديدَن،
خيلی فَرق داره...!
بي رَحم ترين شكلِ زِندگی اينه كه،
يه نَفر رو تویِ خودِت سَركوب كنی..!
_
با فِکرِ دَرگیر میشه تَمومِ شَهر رو پیاده رَفت وَ خَسته نَشَد:)♡
_
#مَن‌و‌تو‌کوه‌شُدیم‌و‌نِمیرِسیم‌به‌هَم :)
دیدگاه ها (۳۱)

𓍢ִ໋🌿͙֒بزرگ‌تر اگر بلد نباشه بزرگ‌تری کنه،کوچک‌ترها یا با هم ...

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط