بهارعزیزم باخبرشدیم که برادرعزیزت رو ازدست دادی زبونم قاص

بهارعزیزم باخبرشدیم که برادرعزیزت رو ازدست دادی زبونم قاصره که چی بگم که دل داغدیدت کمی تسلا پیدا کنه چون داغ جوان دیدم و میدونم خیلی خیلی سخته خواستم بگم عزیز دلم منو هم تو این غم بزرگ و سنگین شریک بدون امیدوارم روحش شاد باشه و جنت نصیبش صبورباش گلم چون چاره ای غیرصبوری نیس غم خیلی بزرگیه امیدوارم خدا بهت صبربده عزیز دلم تا بتونی این غم رو تحمل کنی

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که نگو مصلحت دوست دراین بود
دیدگاه ها (۷۶)

الهے من همانم بی پناهم.... بجز الطافتان راهے ...

‏ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﺷﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﺴﺖﺍﻣّـــــــــــﺎ ......ﺁﻧﭽﻪ ﺩ...

بازم یه تولد دیگه اقا مهران باقلبی پرازمهر و با زبانی ساده م...

امشب درآسمان دلم یک ستاره نیست..غمهای من فزون و به حدشماره ن...

دلم در زیر بار آرزوها مردنهال عمر من افسرد؛ افسـردچه امیدی چ...

My lovely neighbor part : 56

پارت ۲۳

.......//برده ی زیبا//.......

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

سلام دوستان باخبرشدیم که داداش محمد پدرعزیزشون رو ازدست دادن...

گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بودگفتا چه توان کرد که تقدیر...

اقا ساسان تسلیت میگم غم اخرتون باشه امیدوارم دیگه غم نبینین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط