بهارعزیزم باخبرشدیم که برادرعزیزت رو ازدست دادی زبونم قاص
بهارعزیزم باخبرشدیم که برادرعزیزت رو ازدست دادی زبونم قاصره که چی بگم که دل داغدیدت کمی تسلا پیدا کنه چون داغ جوان دیدم و میدونم خیلی خیلی سخته خواستم بگم عزیز دلم منو هم تو این غم بزرگ و سنگین شریک بدون امیدوارم روحش شاد باشه و جنت نصیبش صبورباش گلم چون چاره ای غیرصبوری نیس غم خیلی بزرگیه امیدوارم خدا بهت صبربده عزیز دلم تا بتونی این غم رو تحمل کنی
گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که نگو مصلحت دوست دراین بود
گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که نگو مصلحت دوست دراین بود
- ۳.۴k
- ۲۹ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط