‏‎از من اصـرار و از او انکار...

‏‎از من اصـرار و از او انکار...
‏‎تصدقش که دلش نمی آمد من هم سرما بخورم
‏‎آخـر شب بود و پاییز بود و باران
‏‎من بودم و یار بود و خیابان....
‏‎و حالا
‏‎من مانده امُ
‏‎سرفه هایی که از هـر چیزِ دیگـری بیشتـر می چسبد!

‏‎#علی_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱)

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

موسیقی

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

چند پارتی

آن پیچکهای یاغی

نامجون اومد لایو 🥹🎀ترجمه لایو کوتاه تولد نامجونی🥹🎂🐨کمی خجالت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط