نمیدانم چرا بیمارم امشب

نمیدانم چرا بیمارم امشب

سکوتی خفته در گفتارم امشب

غم اشک دلم آهسته می گفت

پریشان از فراق یارم امشب .



:'(
دیدگاه ها (۱)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...

تبریک عرض می‌کنم به همه آحاد ملت ایرانو به همه امت بزرگ اسلا...

عاشقانه های شبنم

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط