مات چشمان توأم ، اما دلم درگیر نیست
مات چشمان توأم ، اما دلم درگیر نیست
از تو ای یوسف ، دلم سیر است و چشمم سیر نیست
این شکاف پشت پیراهن ، شهادت می دهد
هیچ کس در ماجرای عشق ، بی تقصیر نیست
از تو پرسیدم ، برایت ، کیستم؟ گفتی : رفیق
آنچه در تعریف ما گفتی ، کم از تحقیر نیست
هر زمانی روبروی آینه رفتی ، بدان
در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست
قلب من ، با یک تپش برگشت ، گاهی ممکن است
آنقدر ها هم که می گویند ، گاهی دیر نیست...
از تو ای یوسف ، دلم سیر است و چشمم سیر نیست
این شکاف پشت پیراهن ، شهادت می دهد
هیچ کس در ماجرای عشق ، بی تقصیر نیست
از تو پرسیدم ، برایت ، کیستم؟ گفتی : رفیق
آنچه در تعریف ما گفتی ، کم از تحقیر نیست
هر زمانی روبروی آینه رفتی ، بدان
در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست
قلب من ، با یک تپش برگشت ، گاهی ممکن است
آنقدر ها هم که می گویند ، گاهی دیر نیست...
- ۱.۵k
- ۰۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط