مات چشمان توأم ، اما دلم درگیر نیست

مات چشمان توأم ، اما دلم درگیر نیست

از تو ای یوسف ، دلم سیر است و چشمم سیر نیست

این شکاف پشت پیراهن ، شهادت می دهد

هیچ کس در ماجرای عشق ، بی تقصیر نیست

از تو پرسیدم ، برایت ، کیستم؟ گفتی : رفیق

آنچه در تعریف ما گفتی ، کم از تحقیر نیست

هر زمانی روبروی آینه رفتی ، بدان

در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست

قلب من ، با یک تپش برگشت ، گاهی ممکن است

آنقدر ها هم که می گویند ، گاهی دیر نیست...
دیدگاه ها (۱)

ای کاش ، کسی بود که غمخوار دلم بودمانند غزل های خودم ، یارِ ...

از تو یک پرسش احوال ، مرا شاعر کردعشق پیدا شد و فی الحال مرا...

اگر در خانه ی قلب تو مهمان ٬ دعایم کناگر هر لحظه در یاد تو م...

ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺭﺍﺑﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎﻻ ....ﺳﭙﺮﺩﻡ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭﺍﻻ ....ﻭ ﺍﺭ ...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩 p5تهیونگ صاف ایستاد. به اطراف خیره شد و تظاهر به...

پارت ۵صبحِ روزِ بعد، با قلبی که مثل پرنده‌ای در قفس می‌تپید،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط