تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی

تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی
وصف آن دلدادگی در جمع یاران میدهی
پشت هم میبافم این را بر تنت کن نازنین
قاصد عشق منی با سوز حرمان میدهی
قبل رفتن پر کن این پیمانه را بار دگر
خود خوری های مرا روزی تو پایان میدهی
غالبا باید که چشمت را ببندی روی من
این تفاعل را شبی در من تو سامان میدهی
واژه ها رنگ غروب سرد پاییز من و
گوشه چشمی به ما کن جان من جان میدهی
قلب من میگیرد از لج بازی بیهوده ات
میشود یک بوسه ی شیرین به من، هان میدهی ؟
کام آخر را بده میبوسم آن لب های تو
این که گفتم را مگیر از من که درمان میدهی
دیدگاه ها (۵)

زبانم لال میماند، بگویم دوستت دارمچرایش را نمیدانم ،توهم شای...

عزیزم داد از این افسون چشمتکه دنیایی شده دلخون چشمتدمار از ق...

در سرم بود که امشب به سرم می آیی شوق دیدار تو دارم ، چقدر ز...

بیان از دل چو برخیزد،نگاه از عشق میریزدبه صفر عاشقی وقتی،تور...

عاشقانه های شبنم

تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی وصف آن دلدادگی در جمع یارا...

عاشقانه های شبنم

تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی وصف آن دلدادگی در جمع یارا...

...در راه عشق گر برود جان ما چه باکای دل تو آن عزیزتر از جان...

ای کاش میشد با نگاهت جان بگیرمتا آمدی با عطر تو سامان بگیرمم...

ای کاش میشد با نگاهت جان بگیرمتا آمدی با عطر تو سامان بگیرمم...

#عشق_جاویدانسیم تارت می شوم چنگی بزن بر جان مرا             ...

"پر شدن خالی شدن این عادت پیمانه هاست !حلقه گوش بنده کردن عا...

بیا عاشق شویم ، یار جان ....من نم نمِ بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط