ONLY MINE
ONLY MINE
PART 51
میرا . وقتی فهمید کی پشت این ماجرا هاس شوکه شد و سوجین رو به حال خودش گذاشت و سریع اومد تو دفتر کوک اما اونجا نبود میرا تقریبا کل باند رو دنبال کوک گشت و آخر هم تو پشت بوم پیداش کرد...
میرا . اینجا چیکار میکنی؟ میدونی چقدر دنبالت گشتم ؟
کوک . هوم ؟ هیچی... چی کارم داشتی؟ از اون یارو اعترافی گرفتی ؟
میرا . اره ... میخواستم در مورد همین موضوع باهات حرف بزنم ..
کوک . خوب چی فهمیدی ؟ کی بهش دستور حمله داده بود ؟
میرا . سو چانگ هو...
کوک. هان ؟ چی داری میگی تو. ... حالت خوبه؟ ( تعجب
میرا . من حالم خوبه آقای جئون و گفتم سو چانگ هو دستوره حمله بهت رو داده ... شوخی هم ندارم
کوک . ولی ون روز .... من دیدم که مرد .. نفس نمی کشید نمیتونست بلند شه و این نشون میداد ک.... خودش رو به موش مردگی زده بوده ( آخرش رو عصبی طور گفت
میرا . بله جناب ... رکب خوردی ..
کوک . نگفت چانگ هو کجاس ؟
میرا . نه نگفت ...
کوک . پس چطور ون بهش دستور حمله داده بوده؟
میرا . میگفت ون با یه واسطه باهاش در ارتباط بود چانگ هو نامه مینوشته و به آن فرد واسطه میداده و اونم به سوجین ... اینطوری باهم ارتباط داشتن ...
کوک . باید ون واسطه رو پیدا کنم .... میرا ...
میرا. بله ؟
کوک . تا میتونی شکنجه اش بده هر کاری دوس داری باهاش بکن اما نشونه های ون واسطه رو واسم جور کن ... آینده ی ما به مرگ چانگ هو وصله... میدونی که ....
میرا . اره میدونم ... تا بتونم ازش اعتراف میگیرم خیالت راحت
کوک. اهوم ... ( تکیه داد به دیوار و عصبی شهر رو نگاه میکرد و تو ذهنش برای چانگ هو برنامه میچید ....
ادامه دارد.....
PART 51
میرا . وقتی فهمید کی پشت این ماجرا هاس شوکه شد و سوجین رو به حال خودش گذاشت و سریع اومد تو دفتر کوک اما اونجا نبود میرا تقریبا کل باند رو دنبال کوک گشت و آخر هم تو پشت بوم پیداش کرد...
میرا . اینجا چیکار میکنی؟ میدونی چقدر دنبالت گشتم ؟
کوک . هوم ؟ هیچی... چی کارم داشتی؟ از اون یارو اعترافی گرفتی ؟
میرا . اره ... میخواستم در مورد همین موضوع باهات حرف بزنم ..
کوک . خوب چی فهمیدی ؟ کی بهش دستور حمله داده بود ؟
میرا . سو چانگ هو...
کوک. هان ؟ چی داری میگی تو. ... حالت خوبه؟ ( تعجب
میرا . من حالم خوبه آقای جئون و گفتم سو چانگ هو دستوره حمله بهت رو داده ... شوخی هم ندارم
کوک . ولی ون روز .... من دیدم که مرد .. نفس نمی کشید نمیتونست بلند شه و این نشون میداد ک.... خودش رو به موش مردگی زده بوده ( آخرش رو عصبی طور گفت
میرا . بله جناب ... رکب خوردی ..
کوک . نگفت چانگ هو کجاس ؟
میرا . نه نگفت ...
کوک . پس چطور ون بهش دستور حمله داده بوده؟
میرا . میگفت ون با یه واسطه باهاش در ارتباط بود چانگ هو نامه مینوشته و به آن فرد واسطه میداده و اونم به سوجین ... اینطوری باهم ارتباط داشتن ...
کوک . باید ون واسطه رو پیدا کنم .... میرا ...
میرا. بله ؟
کوک . تا میتونی شکنجه اش بده هر کاری دوس داری باهاش بکن اما نشونه های ون واسطه رو واسم جور کن ... آینده ی ما به مرگ چانگ هو وصله... میدونی که ....
میرا . اره میدونم ... تا بتونم ازش اعتراف میگیرم خیالت راحت
کوک. اهوم ... ( تکیه داد به دیوار و عصبی شهر رو نگاه میکرد و تو ذهنش برای چانگ هو برنامه میچید ....
ادامه دارد.....
- ۳۴۹
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط