مَن یک دخترم

مَن یک دخترم

اَز نوع چادُریَش

مَن خودَم را و خُدایَم را قبول دارم و این برایم اَز تمام دُنیا با اَرزش تر اَست

توی خیابان که راه میروم:

نَه نگران پاک شدن خَط خَطی هآی صورَتم هَستم

وَ نَه نگران مورد قبول واقع نَشدن

تنها دَغدَغِه ام عَقب نَرفتن چادرم هست و بس

مـــــَـــن ســـــاده امـــــــ

مــــــثـــل چـــــادرمــــــ

بـرای با من بودن باید ســـــاده بـــود

تــنــها هــمــیـــن
دیدگاه ها (۲)

ردپای یهوددرواقعه عاشوراهیچ می دانیدکه چرانعل اسب درفرهنگ غر...

زنده به گور کردن ؛ سنتی اصیل در فرهنگ هخامنشیان تقریباً در ه...

#غریب_آقا#آقا_غریب_آقا

پخش زندههم اکنون پخش زنده جلسه هفتگی هیئت میثاق با شهداء دان...

رمان لیچاپارت ۸فرداحلیمه:خواهر خواهر پاشوفاطمه:آخ سرم دوباره...

رمان زیر نور خاموش سئول... فصل سوم.. از آن روز به بعد، هر چی...

مدت‌هاست به نبودنی عادت کرده‌ام که هنوز در همه‌چیز حضور دارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط