مدتهاست به نبودنی عادت کردهام که هنوز در همهچیز حضور د

مدت‌هاست به نبودنی عادت کرده‌ام که هنوز در همه‌چیز حضور دارد.
نه مثل خاطره‌ای شلوغ نه مثل زخمی تازه؛ بیشتر شبیه خطی کم‌رنگ که از وسط روزهایم رد شده و هر جا می‌روم همراهم می‌آید.
من یاد گرفته‌ام با چیزهایی زندگی کنم که نمی‌شود درباره‌شان حرف زد، چیزهایی که اگر اسم بگیرند سنگین‌تر می‌شوند.
برای همین سکوت را انتخاب کرده‌ام و گذاشته‌ام غم کار خودش را بکند.
بعضی شب‌ها همه‌چیز آرام است اما این آرامش راحت نیست ،آرامشی‌ست که از خستگی می‌آید نه از پذیرفتن، انگار دل دیگر توانِ جنگ ندارد و فقط تحمل می‌کند.
من از آن آدم‌ها نیستم که گذشته را پس بزنند؛ نه به عقب برمی‌گردم نه جلو می‌دوم، جایی وسط مانده‌ام با حسی که نه می‌خواهد فراموش شود نه می‌تواند ادامه پیدا کند.
عجیب است چطور یک نفر می‌تواند بی‌آن‌که باشد جهانِ تو را تعریف کند.
چطور نبودنش به همه‌چیز شکل می‌دهد؛ به موسیقی به خیابان به لحظه‌هایی که قرار بود ساده باشند.
من قوی شده‌ام اما این قدرت از جنس پیروزی نیست، از جنس زنده ماندن است؛ از جنسِ بلند شدن در روزهایی که هیچ دلیلی برای بلند شدن وجود ندارد.
این غم قرار نیست تمام شود، فقط جایش را عوض می‌کند، گاهی می‌رود پشت لبخند گاهی می‌نشیند ته صدا گاهی هم بی‌خبر وسط دلم خودش را نشان می‌دهد.
و من با همه‌ی این‌ها ادامه می‌دهم، نه چون فراموش کرده‌ام بلکه چون یاد گرفته‌ام بعضی دوست داشتن‌ها قرار نیست پایان داشته باشند فقط شکلشان عوض می‌شود....
دیدگاه ها (۰)

خداوند ایگ کننده را کیر میکندنسبت بدین 🤓

به جایِ کوچک کردنِ دیگران ؛خودت بزرگ شو !به جایِ آرزویِ شکست...

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای ه...

#انگیزشی #انگیزشی_مثبت #خودشناسی #آگاهی #رشد #زیبا #خاص #دکل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط