دستخطی دارم از اوبردل خود یادگار.

دستخطی دارم از اوبردل خود یادگار.
عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار.
رفتنش یک شب دماراز روزگارمن کشید.
میکشم روزی که برگردد دمار از روزگار..
دیدگاه ها (۳۵)

دردمند عشق را ....... دارو به جز دیدار نیست.....

سالهاست شاملو می خوانم؛حالا هم شعرهایم" سپید"شده اند..هم موه...

من همان شاعرمستم که شبی باخت تورا.بادلی غمزده یک جرعه غزل سا...

دیدار ماه رویت خواب و خیال باشد.آنقدر رفته ای که دیدن محال ب...

دست خطی دارم از او بر. دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که...

#دلنوشتهمی‌گویی تمام شده، می‌گویی فراموش کرده‌ای. اما دروغ م...

پدر خانده؟ ۳ (پایان)سه سال گذشت. ات هجده ساله شد.جونگکوک دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط